ویدئوهای سایت

person
mimset instagram account
mimset telegram account
mimset twitter account
mimset linkedin account
mimset facebook account
mimset google account

نقد و بررسی فیلم ناخواسته – Inadvertent

سه شنبه, ۱۶ بهمن, ۱۳۹۷
نقد و بررسی فیلم ناخواسته – Inadvertent

فیلم ناخواسته اولین فیلم برزو نیک نژاد، اثری متفاوت و یک درام جاده ای جذاب و پرفراز و نشیب می باشد. در این فیلم بازیگران محبوبی چون الناز حبیبی و مهرداد صدیقیان به نقش آفرینی پرداخته اند.

به گزارش میم ست ، این بار به نقد و بررسی فیلم ناخواسته به نویسندگی و کارگردانی برزو نیک نژاد و با نقش آفرینی ستارگانی چون الناز حبیبی، مهرداد صدیقیان و ستاره اسکندری می پردازیم. تهیه کنندگی این فیلم را سید امیر سیدزاده بر عهده داشته است. این فیلم در دوم خردادماه 1397 روی پرده های سینما رفت و توانست به فروشی بالغ بر 75 میلیون تومان دست یابد. در ادامه با نقد و بررسی فیلم ناخواسته با میم ست همراه باشید.

فیلم ناخواسته ، اولین فیلم برزو نیک نژاد، با وقفه ‌ای پنج ‌ساله و بعد از دو اثر اخیر وی ، فیلم های "زاپاس" و "لونه زنبور" اکران شد و این روزها در شبکه نمایش خانگی هم در دسترس است. اولین فیلم نیک نژاد با همه تصوراتی که از دنیای فیلمسازی نیک نژاد داریم متفاوت است.

نقد و بررسی فیلم ناخواسته – Inadvertent

فیلم ناخواسته ، ناخواسته شخصی ‌ترین و بهترین فیلم نیک نژاد شده است!

انگار فیلم ناخواسته ، ناخواسته شخصی ‌ترین و بهترین فیلم نیک نژاد شده است و ناخواسته با وقفه ‌ای طولانی به اکران درآمده است تا بینندگانش را شگفت‌ زده کند. نیک نژاد که برای این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی در بخش نگاهی نو از سی و دومین جشنواره فجر هم بود ، اثری ارائه می‌ دهد که متفاوت، جذاب و دیدنی است.

نیک نژاد به‌ عنوان فیلم‌ سازی که کارش را از تلویزیون و مجموعه‌ های نمایشی شروع کرده است و بیشترین همکاری را با محمدحسین لطیفی داشته است، در اولین فیلمش نیز این همکاری را ادامه می‌ دهد و محمدحسین لطیفی به‌ عنوان مشاور کارگردان، تدوینگر و تهیه‌کننده، نقش مهمی در فیلم ایفا می‌کند.

نقش لطیفی و بازتاب نگاهش در فیلمنامه نیک نژاد بیشترین نمود را دارد و ایده اصلی فیلم که هم‌ سفری یک طلبه جوان با چند مسافر گوناگون و رویارویی او با شرایط متفاوت است، بیش از هرکسی شما را یاد لطیفی و نگاهش به دنیای روحانیت و طلبگی می‌اندازد، گرچه طلبه تصویر شده در فیلم ناخواسته ، بی‌ شباهت به طلبه‌ ای که در فیلم طلا و مس همایون اسعدیان می‌ بینیم هم نیست و سادگی و خاکی بودن او در مواجه با افراد جامعه را به یاد می‌ آورد.

ماجرای فیلم ناخواسته از جایی آغاز می‌ شود که طلبه جوانی از قم به سمت نائین حرکت می‌ کند و برای خرج سفر و تنها نماندن چند مسافر نیز سوار می‌ کند. مسافرانی که هر کدام قصه‌ ای دارند و طلبه جوان هم ناخواسته درگیر قصه‌ هایشان می‌ شود.

نقد و بررسی فیلم ناخواسته – Inadvertent

مسافران و داستانک های فرعی به درام جاده‌ ای و خطی نیک نژاد جوش‌ و خروش می‌ بخشد

سکانس اول فیلم، نمایی از یک پایانه مسافربری شلوغ و پرازدحام است و روایت خارج از کادر است. بیننده صدای دیالوگ و درگیری دو شخصیت را می‌ شنود اما در میان هیاهوی پایانه، نمی‌ تواند آن‌ ها را پیدا کند. شگرد هوشمندانه و جذاب فیلم‌ ساز برای اینکه بیننده را به میان جمعیت ببرد و به او بگوید، داستانی که قرار است دنبال کند، فقط یک داستان از میان همه قصه‌ های در جریان این پایانه است.

با پیشروی روایت ، سه مسافر سوار ماشین طلبه می‌ شوند. خواهر و برداری که باهم مشغول بگو مگو هستند و زن مرموز و کج‌ خلقی که نوزادی در آغوش دارد. از همان ابتدای راه هم ماجرا های سرنشینان این خودرو شروع می‌ شود. از تعقیب شدن توسط کارفرمای خواهر و برادر تا ورودی کمی بی‌ پرده‌ تر به فضای شخصی مسافران؛ اما گره اصلی داستان زمانی است که میان طلبه ساده و بی‌ ریا و دخترکی که از کارفرمای خود در حال فرار است، کششی بوجود می آید.

عشق میان دختر و پسری که هیچ تشابهی ندارند و با هیچ معادله‌ ای نمی‌ توان آن‌ ها را به هم رساند و همین تناقض، جذابیت سفر دو نفره این دو را که قسمت اعظم فیلم را در بر می‌ گیرد را دو چندان می‌ کند. سفری که ناخواسته شروع‌ شده و ناخواسته ادامه پیداکرده و کم‌ کم ، میل و رغبت شخصی وارد آن می‌ شود. گفتگو های میان این دو در دل جاده‌ های کویری کشور، ورود به دنیای یکدیگر و دیدن دنیا از دید آن‌ یکی ، دقیقاً جایی است که نیک نژاد فرصت می‌ یابد، عصاره اصلی فیلمش و دغدغه‌ های شخصی‌ اش را به بیننده عرضه کند.

نقد و بررسی فیلم ناخواسته – Inadvertent

البته از همان ابتدا، هر کاراکتر، با دیالوگ‌ های مستقیم و غیر مستقیم، شخصیتی را عرضه می‌ کند که با دنیای طلبه زمین تا آسمان فاصله دارد و همراهی او با این شخصیت‌ های فرعی که داستان‌ های تلخی از روزگار با خود یدک می‌ کشند است که باعث می‌ شود بیننده درگیر این درام شود و هم‌ سفر طلبه و مسافرانش.

همین مسافران و داستانک های فرعی هم هست که به درام جاده‌ ای و خطی نیک نژاد جوش‌ و خروش می‌ بخشد و آن را از یکنواختی دور نگاه می‌ دارد تا بیننده‌ ای که درگیر روایت‌ شده است، بی‌ حوصله نشده و همچنان سرنوشت سرنشینان این خودرو کوچک برایش جالب و قابل‌ پیگیری باشد. از سوی دیگر، پرداخت این خرده روایت‌ ها به‌ گونه‌ ای است که ذهن بیننده را ورای کاراکتر ها درگیر کند و حتی با خروج هر کاراکتر، بیننده همچنان درگیر داستان آن کاراکتر و قصه زندگی‌ ای که فقط یک برش کوتاه از آن را دیده است بماند.

در واقع هر کاراکتر با ورود به این خودرو با خود سرگذشتی همراه دارد و با پیاده شدن از ماشین، فرجام کارشان ناتمام باقی می‌ ماند و در ذهن بیننده همچنان قصه‌ ای که قسمت کوتاهی از آن را دیده است، در حال جریان است و این شیوه پرداخت درام، هم از لحاظ برقراری ارتباط با بیننده بسیار موفق است و هم به او فرصت می‌ دهد تا نقشی مؤثرتر از یک تماشاچی صرف داشته باشد.

نقد و بررسی فیلم ناخواسته – Inadvertent

موسیقی کارن همایون‌ فر هم به فضا سازی و باور پذیر کردن فیلم ناخواسته کمک بسزایی کرده است

در این میان موسیقی کارن همایون‌ فر هم به فضا سازی و باور پذیر کردن درام نیک نژاد کمک به سزایی کرده است و سکانس‌ هایی که دیالوگی ندارد و کم هم نیستند، بیننده را خسته نمی‌ کنند و همچنان او را در میان سرنوشت این آدم‌ ها نگاه می‌ دارد. فیلم ناخواسته در اواخر روایتش دچار کندی و کرختی می‌ شود که هیچ سنخیتی با نیمه اول فیلم ندارد.

رسیدن به خانه دخترک که اسمش نبات است و هیچ سهمی از شیرینی دنیا نبرده، اتفاقاتی که طلبه را در آنجا نگاه می‌ دارد و وارد شدن خاله دختر و روایت قصه زندگی او، کمی فیلم ناخواسته را از مسیر اصلی‌ اش خارج می‌ کند و می‌ تواند حوصله بیننده را سرببرد، چراکه تمام مدت فیلم پیگیر قصه این دو بوده است و حالا قصه‌ ای فرعی که تمام توجه فیلم‌ ساز را معطوف خود می‌ کند، چندان برایش جذابیتی ندارد و نمی‌ تواند با آن ارتباط برقرار کند.

فیلم ناخواسته با چند سکانس ناب و تماشایی پایان می پذیرد

خوشبختانه، نیک نژاد، در ده دقیقه پایانی فیلمش، دوباره اوج می‌ گیرد و با چند سکانس ناب و تماشایی، فیلم ناخواسته را به پایان می‌ برد. جدایی دختر و پسر، در سکوت هردو انجام می‌ گیرد و هیچ‌ کدام تلاشی برای ماندن یا حرف زدن انجام نمی‌ دهد و بیننده به شک می‌ افتد که شاید از اول اشتباه متوجه شده است و اصلاً کششی میان این دو نبوده است، اما در سکانس بعدی، طلبه درحالی‌ که به سمت مقصد خودش میراند، بی‌ صدا اشک می‌ ریزد و درست لحظه‌ ای که انتظار دارید دور بزند و برگردد حادثه‌ ای پیش‌ بینی‌ نشده اتفاق می‌ افتد و بیننده بار دیگر در شوک، حوادث را تعقیب می‌کند.

آخرین سکانس فیلم ناخواسته به جذابیت سکانس افتتاحیه است و درست از همان اسلوب پیروی می‌ کند. صحنه تاریک می‌ شود، صدای خاله نبات را می‌ شنویم، روایت خارج از کادر ادامه دارد اما فیلم ناخواسته اینجا به پایان می‌ رسد و در ذهن بیننده ادامه پیدا می‌ کند.

منبع: نماوا

نظر شما در مورد کیفیت ساخت، داستان و بازیگران فیلم ناخواسته چیست؟ 

نظرات خود را در پایین مطلب با ما و دیگر علاقه مندان به اشتراک بگذارید. 

ناخواسته ناخواسته

تبلیغ 1
تبلیغ 2
تبلیغ 3
تبلیغ 4

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

دیدگاه ها
  • علیرضا
    علیرضا

    1 هفته پیش

    منم موافقم با حرف شما. نباید صرفا به خاطر اسم و رسم کسی کاراشو قبول کنیم. چون فیلم (های) قبلیش خوب بوده هرچی بسازه خوبه اصلا قابل قبول نیست.


  • حماسه ایرانی
    حماسه ایرانی

    2 هفته پیش

    با سلام، نقد شما را خواندم، من این فیلم را ندیده ام و اینجا قصدم این است که توضیح کوتاهی در باره کارهای فرمان آرا بدهم. واقعیت است که فرمان آرا رانت نامش را می خورد، نامی که بعد از ساختن فیلم شازده احتجاب کسب کرده است. اینکه کسی در دانشگاه معروفی درس خوانده باشد حتما فیلمساز خوبی هم باید باشد، ساده انگارانه است. آقای رفیعا شاگرد هیچکاک بوده است و فیلم دادستانش را اگر جاروکش سر صحنه می ساخت، بهتر از او ساخته بود. خسرو سینایی و هوشنگ کاووسی مثال های دیگری هستند. این یعنی اینکه دانشگاه و استاد فیلمساز پرورش نمی دهند. برگردیم سر اصل موضوع. شازده احتجاب فیلمی بود ساخته شده از روی مهمترین رمان تاریخ رمان نویسی ایران و هر ننه قمری می توانست چیز قابل قبولی از آن ارائه دهد. نوشتن سناریوی شازده احتجاب با کمک بینهایت خود نویسنده، گلشیری نوشته شده و گلشیری دست بالا را در ساخت این فیلم داشت. خلاصه به قول ضرب المثل: قاطر کرد و خر خورد. فیلم خانه ای بر روی آب فیلم دل قدرت بدست بیاور احمقانه ای بود که مزورانه مبلغ خرافات بود. بقیه فیلم های او هم چیزی بهتر نبوده اند. مقایسه مهرجویی با امثال فرمان آرا و کیمیایی، مقایسه کوه با سنگ ریزه است. هر فیلمی هرچند بد نشانه های امضای مهرجویی را دارد. مهرجویی بهترین کارگردان ایران است و برای اثبات آن نیازی به اسکار و کان و برلین نیست، یک فیلم اجاره نشینها که بعد از انقلاب ساخته شده است شاهکاری بی بدیل است و اثبات کننده اینکه مهرجویی فیلمسازی روشنفکری است که فیلمساز شده است و جامعه ایران مثل خانه و خانواده خود می شناسد و این ویژگی جیزی نیست که همه داشته باشند.