میم ست

نقد و بررسی فیلم به وقت شام ساخته ابراهیم حاتمی کیا

به وقت شام

در این مقاله قصد داریم تا فیلم به وقت شام را نقد و بررسی کنیم. فیلمی که مخالفان و طرفداران زیادی دارد.

به گزارش میم ست در جدیدترین نقد و بررسی های سینمای ایران قصد داریم تا فیلم به وقت شام جدیدترین ساخته ابراهیم حاتمی کیا که جایزه بهترین کارگردانی اسکار را نیز برای او به همراه داشت را نقد و بررسی کنیم. شما می توانید جزئیات این فیلم را در اینجا ببینید. با ما همراه باشید.

قطعا نقد کردن آثار حاتمی کیا کار آسانی نیست. چرا که او و آثارش از ماندگارترین بخش های سینمای ایران هستند. هر چند که با صحبت ها و نظرات اخیرش بخش زیادی از طرفدارانش را از دست داده است ولی آثار او چون برگهای زرینی هستند بر تنه سینمای ایران که هم در سال تولیدشان آثار قابل توجهی بودند و هم وقتی باد تاریخ بر آنها وزید رنگ و لعاب اولیه خود را نباختند و به حیاتشان در افکار و اذهان سینما دوستان ادامه دادند.

از خصوصیت فیلم های او این است که وقتی در مورد آن صحبت می شود کمتر کسی یاد صحنه خاصی می افتد. چون فیلم های مهم این کارگردان شخصیت محور بوده اند نه حادثه محور. در سینمای حاتمی کیا شخصیت ها به خاطر پیچیدگی های داستان و باورهایشان به عنوان یک قهرمان شناخته می شدند. آنچه از آثار او به یاد می ماند باورها و خصوصیت های این قهرمانان است.به قدری این قهرمانان تاثیرگذار بودند که حتی ممکن بود داستان اصلی فیلم فراموش شود ولی آن ها و باورهایشان در ذهن بماند.

ویژگی دیگر سینمای حاتمی کیا نمادین بودن موقعیت های داستانی اش بود. صحنه ها و لوکیشن های آثارش بمانند یک جامعه انسانی با هدف هایی مشترک بود. و در کل می توان گفت سینمای سابق ایران در کنار نوع متفاوت قهرمان پروری کیمیایی شکلی جدید از قهرمان پروری را با حاتمی کیا تجربه کرد.

به وقت شام

داستان به وقت شام در مورد پدر و پسری خلبان است. و طبیعتا این دو شخصیت قهرمانان داستان هستند. پسر سعی می کند ابتدا با همسرش ارتباط برقرار کند و هیچ علاقه ای نیز به جنگ با داعش ندارد. او می خواهد مانند پدرش باشد اما دلیلش مشخص نیست. همراه پدرش در هواپیما اسیر داعش می شوند. پسر می ترسد و پایش روی ترمز می لرزد و به پدرش می گوید که داعشی ها آن ها را خواهند کشت.

پدر تلاش می کند تا او را آرام کند. پدر نیز به خاطر پیمانی که بسته و قسمی که خورده دل به داعش زده و هیچ انتخابی نداشته است. در نهایت نیز درست و پایش را می بندند و کارش در فیلم به پایان می رسد. بعد از پدر ناگهان شجاعت پسر گل می کند و در سکانس پایانی همه را نجات بدهد. در فیلم به وقت شام هیچ تحول تدریجی در پسر نمی بینیم. گویی باورهای حاتمی کیاست که به شخصیت تزریق می شود. و او پایش را از روی پدال بر میدارد و دست به اسلحه می شود.

به وقت شام

اساسا اگر در دیالوگ فیلم ذکر نمی شد که این دو نفر پدر و پسر هستند از کدام اتفاق دراماتیکی رابطه شان مشخص می شد؟ وقتی که پدر را بسته اند و پسر را از جلوی او می برند هیچ احساس غمناک و انسانی در او مشاهده نمی شود. به راستی نشان دادن یک رابطه پدر و پسری برای فیلمسازی با این تجربه نباید کار سختی باشد.

بنظر فیلمساز قصد روشنگری و ذکر باورهایش را دارد و روابط انسانی و قهرمان هایش را فدای این بیانیه گویی می کند. در بخشی از به وقت شام فراموش می کند که این فیلم قرار نیست مستند مشروحی از داعش باشد. در صحنه پایانی به وقت شام کلی از وقت فیلم را تلف می کند تا با شخصیت آن زن نشان دهد بخشی از غربی های به هیچ رسیده و تقریبا شیطان پرست نیز عضو داعش هستند. بخشی که به راحتی می توان آن را از فیلم حذف کرد. شخصیت بلژیکی فیلم هم دقیقا همین نقش را دارد.

به وقت شام بیشترین فاصله ی حاتمی کیا از فرمول های جواب گرفته خودش است. او قهرمان پروری و شخصیت پروری هایش را رها کرده و به اتفاقاتی دل بسته که باور آن ها برای مخاطبینی که ماتریکس و مدمکس را دیده کار بسیار سختی است. شاید مخاطب با صحنه های ابتدایی فیلم تحت تاثیر قرار بگیرد اما قطعا با انفجارهای باورنکردنی و تکه تکه شدن های دفع کننده جت دچار جس زدایی می شود. لازم به ذکر است این انفجارهای باورناپذیر ضعف تکنیکی سینمای ایران است. اما حاتمی کیا می داند که با این شرایط نمی تواند به مخاطب این حوادث را بقبولاند اما بازهم این قضیه را فدای آگاهی بخشی اش کرده است.

موقعیتی از فیلم را مثال می زنم؛ در فصلی از فیلم اُسرا را به محلی می برند که سرشان را از تنشان جدا کنند.شخصیت پسر به پیروی پدر ذکرهای مذهبی ای به زبان می آورد. در این هنگام وقتی قرار است سرش از بدنش جدا شود مادر را می بیند. این به چه معناست؟ چرا حاتمی کیا به الزامات روایی توجه نمی کند و هرچه را که باور دارد در جای جای فیلم می گنجاند؟ جالب اینجاست که بعد از این حساسیت دروغین متوجه می شویم یک نمایش تبلیغاتی داعش را دیده ایم و مشکل اصلی به وقت شام رو می شود.

به وقت شام

بعد از دیدن این نمایش دروغین به کلی داعش تبدیل به یک شوخی می شود. ابهت اولیه را ندارد و باور اینکه چند دقیقه پیش سر یکی از پیشگامان قبیله ای خودشان (شیخ) را بریدند سخت می شود. دویدن پسر شیخ در بین گوسفندان و شوخی های داعشی ها با هم همگی در خدمت به تصویر کشیدن بلاهت این افراد است. در فیلم هایی که بر اثر تقابل دو قطب مثبت و منفی(خیر و شر) می چرخند هرچه فیلم پیش می رود دو قطب باید بیشتر در زمینه اصلی شان غرق شوند و شخصیت های فرعی به تدریج از میان بروند تا در پایان به وقت شام از هر قطبی نماینده ای به تقابل پایانی فیلم بیاید. حال اینکه در به وقت شام سرکرده اصلی نداریم.

سر شیخ را که مرد اسب سوار می بُرد، خودش هم از اسب می افتد و یک مشت خل و چل و ابله به استقبال فصل پایانی به وقت شام می آیند. یک سازمان پر رمز و راز و خطرناکی مثل داعش با یک عنوان و هزاران زیرعنوان چگونه در این فیلم هیچ نماینده اصلی ندارد؟ فیلمساز از این موضوع غافل است چون به دنبال تیپ هایی از داعش بوده که آنها را تشریح کند و نه دراماتیزه! در چنین فیلمی که شخصیت های اصلی فیلم لنگ می زنند و هیچ تقابل آگاهانه ای با قطب مخالف ندارند و نیت آگاهی بخشی بر قصه گویی سینمایی ارجحیت دارد بسنده کردن به چند سکانس تکنیکی ساده لوحانه است و اساساً این اکت بالای برخی سکانس ها نتیجه همکاری فیلمبردار، تدوینگر، نور پرداز و کلی آدم کار بلد است که در پشت صحنه مانده اند و نمی توانند در برآورده ساختن توقعات از یک فیلمساز پرآوازه نقش چندانی ایفا کنند.

به وقت شام

به عنوان مخاطب فیلم چندم فیلمساز باید بتوانیم ردپایی از حاتمی کیا در داستانش ببینیم اما هربار که شخصیت های پسر و پدر به یک موقعیت دراماتیک نزدیک می شوند نکته گویی و باورشناسی حاتمی کیا از بیرون فیلم به فیلم ضربه میزند و فاصله ایجاد می کند. در لحظاتی هم که می خواهد این فاصله را به زور موسیقی همایونفر کم کند کار خراب تر می شود. اصلا استفاده از این حجم موسیقی چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ مگر موسیقی فیلم نباید در متن داستان حل بشود و جدای از فیلم به گوش نرسد؟ چرا به وقت شام این همه موسیقی متن دارد؟ بخشی از این موسیقی را به جلوه های بصری مربوط به برخی نماهای ویران شده اضافه کنید ببینید چه بلایی سر موقعیت های سینمایی می آید!

به وقت شام

شما می توانید جدیدترین اخبار سینمای ایران و جهان را در صفحات تلگرام و اینستاگرام ما دنبال کنید.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *