میم ست

نقد و بررسی بدون تاریخ بدون امضا؛ فیلمی با قصه پردازی فوق العاده

بدون تاریخ، بدون امضا

به گزارش میم ست در جدیدترین نقد و بررسی های سینمای ایران می خواهیم در این مقاله فیلم به نقد و بررسی فیلم درام بدون تاریخ، بدون امضا بپردازیم. شما می توانید جزئیات کامل فیلم را در اینجا ببینید. با ما همراه باشید. خلاصه فیلم دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) یکی پزشکانِ پزشکی قانونی در محل کارش […]

به گزارش میم ست در جدیدترین نقد و بررسی های سینمای ایران می خواهیم در این مقاله فیلم به نقد و بررسی فیلم درام بدون تاریخ، بدون امضا بپردازیم. شما می توانید جزئیات کامل فیلم را در اینجا ببینید. با ما همراه باشید.

خلاصه فیلم

دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) یکی پزشکانِ پزشکی قانونی در محل کارش با جسدی روبه‌رو می‌شود که او را می‌شناخته…

نقد فیلم بدون تاریخ، بدون امضا

فیلم بدون تاریخ، بدون امضا سال گذشته در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و توانست سیمرغ بهترین کارگردانی، بهترین نقش مکمل مرد برای نوید محمدزاده و سیمرغ بهترین صدا گذاری را کسب کند. در ادامه بدون تاریخ، بدون امضا توانست در جشنواره ونیز جایزه بگیرد که افتخاری برای سینمای ایران است. فیلم بدون تاریخ، بدون امضا که فیلم بی ادعایی هم است توانست در یکی از مهم ترین جشنواره های جهان بدرخشد، نکته ی مهم در درخشش این فیلم نگاه انسانی و نگرش فلسفی فیلمساز به جامعه ست، جامعه ای که فردیت در آن خیلی مهم است. اما کاوه نریمان که یک پزشک است خود را مسئول مرگ یک کودک می داند و سعی می کند مرگ کودک را با نگاهی انسانی ببیند. از سوی دیگر در کنار نگاه فیلمساز به احساس مسئولیت، فقر و تنگدستی به صریح ترین شکل ممکن به تصویر کشیده می شود.

بدون تاریخ، بدون امضا در بدبختی گیر نمی کند. با اینکه ماهیت فیلم تلخ به نظر می رسد اما به هیچ وجه سیاه نیست و هر آنچه که در فیلم اتفاق می افتد واقع گرایی اجتماعی است که به سادگی قابل تشخیص است. فیلمساز با قهرمان سازی توانسته به فضای داستانی اش شکل بدهد. جلیلوند با ساخت همچین فیلمی نمی خواهد به مخاطب درس اخلاق بدهد تنها می کوشد تا جهانی با یک آدم منطقی خلق کند، جهان فقیرگونه ی این فیلم گسترده شده است به طوری که رفتار انسانی نریمان و جریان هایی که در منطق داستان وجود دارد به یک رفتار جهانی شباهت پیدا کرده است.

بدون تاریخ بدون امضا

اگر چه گفتیم که بدون تاریخ، بدون امضا درس اخلاق نمی دهد اما بگذارید این را هم بگوییم که جلیلوند در قالب قصه اش بستری فراهم کرده که بگوید انسانیت همچنان به طور کامل منقرض نشده است ، نریمان به قسم پزشکی خود وفادار است و در موازات آن در سکوت و آرامش فیزیکی در آشوب های درونی دست و پا می زند و خود را مسئوول مرگ یک کودک می داند این همان درس اخلاقی ست که در ابعاد وسیعی در بطن فیلم نهفته شده و جلیلوند به طور صریح اما فارغ از کلیشه آن را عنوان کرده است ، نگاه وسیع فیلمساز به جهان ساختاری فیلمش تاثیر مهمی گذاشته است که بدون تاریخ، بدون امضا را تبدیل به یک دغدغه ی جهانی کرده است ، نگاه فرا انسانی و پیچیدگی های ذهنی در یک حادثه که نریمان مقصر آن نبوده، اما فیلمساز ما با تاثیر از نگرش فلسفی و انسانی به عمق درستی دست پیدا کرده است.

اگر ما به جای دکتر نریمان بودیم نسبت به این حادثه چه عکس العملی نشان می دادیم؟ وحید جلیلوند در راستای موفقیت فیلم اولش بدون تاریخ، بدون امضا را بعنوان اثر دومش ساخته است فیلمی که اگر چه ظاهر خوش ساخت و سروشکلی حرفه ای دارد اما مهمترین نکته ی بدون تاریخ، بدون امضا قصه پردازی فیلم است که در چارچوب و ابعاد انسانی به نگارش درآمده است. چرا که جلیلوند تمامی قواعد های دراماتیک در پرداخت ساختار سینمایی را رعایت کرده و به قصه یی بکر و پرچالش پرداخته است. اما قصه ی بکر و پرچالش جلیلوند در پرداخت به یک بحرانِ اجتماعی تفاوت های زیادی با فیلم اولش دارد  از کلیشه پردازی و شعار پرهیز کرده و با مختصات و بهره گیری های لازم از اجتماع  با بهترین شیوه  داستان پردازی کرده است و به یک موقعیت رسیده است. موقعیتی که تبدیل به یک بحران و گره افکنی می شود، تنها نکته ی شباهت این فیلم به چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت انتخاب امیر آقایی برای نقش اول بوده که انتخاب درستی هم بوده آقایی به دلیل نوع فیزیک و میمیک، انسان درون گرایی ست که به درستی برای این نقش انتخاب شده همان طور که گفته شد فضای بدون تاریخ، بدون امضا به هیچ وجه نمی خواهد سیاه نمایی کند.

بدون تاریخ بدون امضا

تنها تلخی این فیلم مضمون داستان است و این تلخی در بافت جهانی وجود دارد و نمی شود آن را نقطه ضعف بدون تاریخ، بدون امضا برشمرد. درون مایه داستان بدون تاریخ، بدون امضا با یک قهرمان شکل می گیرد. کاوه نریمانی دکتر پزشک قانونی ست که بسیار به کارش پیابند است کاوه برای اینکه انسانیت خودش را ثابت کند وارد بحرانی می شود که هر انسانی حاضر نیست درگیر چنین شرایطی شود. شرایطی پیچیده و استرس زا که تنها برای اثبات یک تعهد اجتماعی ست. هدف فیلمساز در به کارگیری خلق عنصر قهرمان و شرایط بحرانی به نتیجه رسیده است. از سوی دیگر فیلمساز توانسته به راحتی در فضایی دراماتیک قصه تعریف کند آدم های قصه در حد و اندازه ی مشخصی معرفی می شوند. و این تعریف قصه باعث فضاسازی می شود به طوری که جلیلوند شخصیت ها را در سطح نگه می دارد و نمی گذارد تماشاگر گذشته ی مشخصی را از شخصیت ها بداند.

مثلا نسبت سایه و کاوه در ابهام قرار می گیرد یا اینکه دلیل احوالات مغشوش و آشفته ی کاوه تا قبل از حادثه مشخص نمی شود. پیچیدگی های ذهنی کاوه آن را تبدیل به یک انسان مرموز می کند، این شاید به دلیل شغل کاوه باشد مرگ هایی که هر روز شاهد آن است او را از این جهان جدا کرده و تبدیل به یک انسان وظیفه شناس شده که فکر می کند در قبال مرگ آدم ها مسئوول است، اگر چه فیلمساز قصد داشته تا از کاوه نریمان قهرمان بسازد اما کاوه هم تلاش نمی کند تا قهرمان شود او تنها در یک بحران بغرنج فکری گیر افتاده است، در وهله ی اول تماشاگر فکر می کند کاوه به دلیل پافشاری هایش می خواهد خودش را قاتل یا متهم خطاب کند اما دلیلش انسانیتی است که کاوه را دچار این اتفاق می کند کاوه به عنوان یک قهرمان نگاهِ سادیسمیک به خود ندارد و می کوشد تا خودش را به عنوان یک انسان مورد ارزیابی قرار بدهد.

بدون تاریخ بدون امضا

ظاهر و سر و شکل بدون تاریخ، بدون امضا موجه است. قصه و نوع روایت بدون تاریخ، بدون امضا بر اساس اصول دراماتیک پیش می رود هر چه فیلم جلو می رود فیلمساز شخصیت کاوه را جلا می دهد. این دلیلی است که کاوه به یک قهرمان تبدیل می شود. اگر چه که شخصیت کاوه دنبال این ویژگی نیست. اساسا کاوه شخصیت کنش مندی ست و اصرارهایش برای متهم کردن خودش یک نگاه انسانی ست. بدون تاریخ، بدون امضا یک نوید محمدزاده خوب دارد که از نقش های قبلی اش فاصله گرفته است. او بازی کنترل شده ای دارد. و توانسته قالب نقش و میزان واکنش مندی شخصیت را بپذیرد به همین دلیل بافت و نگرش این شخصیت به کاراکتری که جلیلوند خلق کرده منطبق است، شخصیتی که به دلیل فقر کودکش را از دست داده و در وضعیت اسفناک قرار دارد و وجدانش آسیب دیده است.

اساسا اینگونه از شخصیت ها با پیچیدگی فکری و ذهنی خاصی همراه است که محمدزاده به خوبی توانسته آن را بازی کند فیلمسازهایی که بتوانند محمدزاده را به عنوان بازیگر کنترل و مهار کنند اندک اند اما جلیلوند توانسته در میزان بازی محمدزاده نقش داشته باشد و این بازیگر را برای ایفای نقشش در فیلم هدایت کند. بدون تاریخ، بدون امضا یک فیلمی ست با ابعاد و نگرش جهانی، لحن این فیلم به موقعیت جغرافیایی ارتباطی ندارد. به همین دلیل بدون تاریخ، بدون امضا در جشنواره فیلم ونیز دیده شد. هر انسانی با هر طرز فکری می تواند با این فیلم همذات پنداری کند. در کارگردانی هم جلیلوند توانسته قاب های یکدست و میزانس های بی نقصی ترسیم کند. اساسا این فیلم برای جلیلوند با دریافت جایزه کارگردانی افق نو ونیز گام رو به جلویی محسوب می شود. این فیلم به دلیل پتانسیل های لازم در ایجاد قصه و موقعیت و همچنین بازی های استاندارد از فیلم قبلی جلیلوند جلوتر است و تماشاگران از بدون تاریخ، بدون امضا استقبال می کنند.

 

 

بدون تاریخ بدون امضا

شما می توانید جدیدترین اخبار سینمای ایران و جهان را در صفحات تلگرام و اینستاگرام ما دنبال کنید.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *